X
تبلیغات
طراوت

طراوت

راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود

من اووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووومدم

س ل اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا م

دلم واسه همتون اندازه یه مورچه شده :(

خوب نمی دونم  باید از کجا شروع کنم ؟!!!!!!!!!!!!!!!

اخه راسشو بخواین یه یک سالی هست که ننوشتم ، آخه خیر سرم کنکور داشتم، چقدرم که نتیجه کنکورم عالی میشه :دی

اما خوب کنکور بهانه بود دیه ، ما ادمم که دنبال بهانه ایم .

چقدر نوشتن سخته خدایا ....

همممممممممممممم بذارید حرفهای دلمو بگم

خوب من دلم نمی خواد بزرگ شم اما انگاری دل به خواهی نیست ! جبراست !

 کلی اتفاق افتاده تو این یه سال که اگه بگم هیچکدومش خوب نبوده دروغ نگفتم ! شاید بگید تجربه بوده ! بله ! تجربه اما خوب تجربه هام قیمتی داره نه؟   مواظب باشید تجربه های گرون گرون نکنید ....!

من دوستای خیلی خیلی خیلی خوبی دارم که اگه بخوام همشونو اسم ببرم گمونم تا فردا طول بکشه

اما بعضی از این دوستا خیلی مهربون بودنو هستند با همه ی بدیا و اذیتای من .

واسه همشون یه عالمه آرزوهای خوب خوب دارم .

می خوام یه سر و سامونی به این باغ جونم بدم دنباله یه قالبه خوبم واسش ... راستی اگه کسی می تونه کمکم کنه لطفا بگه چون تنهایی از پسش بر نمیام .

هنوز تصمیم نگرفتم وبم در چه مورد باشه و واسه چی بنویسم ! فعلا شلوغ پلوغ می نویسم تا ببینم چی میشه !

راستی راستی کسی نمی خواد همکار من شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه کسی افتخار بده خوشحال می شم !

یه چیز دیه ، چون خیلی وقته ننوشتم کسی دیه  نمیاد یه سر به این باغ بزنه یه خواهش دارم اگه آپ کردید و دوست داشتید باغ منم یه یادآوری بکنید .

 

خوب خوب تا دفعه ی دیه بای بای

قول میدم زود برگردم زوووووووووووووووووووووووووود زووووووووووووووووود

 

راستی شکسپیر میگه :

خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد .

 

ای بابا .... شکسپیرم چه چیزا میگه !!!

 

به امید دیدار ...

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 1:11 بعد از ظهر  توسط  یاسمن   | 

دلتنگ ......!

سلام ! خوبید ؟

چقدر دلم برای نوشتن تنگ شده بود !

دلم برای این باغ می سوزه ! خیلی خشک شده !

 

بای

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط  یاسمن   | 

سلام ....

سلام سلام

حال واحوال چگونه است ؟

گر از حال و احوال ما نیز جویا باشید باید بگوییم هنوز نفس می کشیم !

یکی از نوشته های خودمو براتون اوردم امیدوارم خوشتون بیاد ..

ماه لبخند زد

ستاره چشمک ...

و تو مشتاق تر به جست و جویت در کهکشان پرداختی !

و نفهمیدی مشتری نگاهت دیر زمانیست که به زمین آمده ...!

دریاب ..........................

 

تا دفعه ی بعد

بای بای .......

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 6:33 بعد از ظهر  توسط  یاسمن   | 

روز مادر

به نام او که مادر را آفرید تا دنیا را به ما هدیه دهد

سلام سلام صد تا سلام

خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟ خوشین؟؟؟؟؟؟؟؟ سلامتین؟؟؟؟؟؟؟؟ با تابستون چه میکنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوش میگزره؟؟؟؟؟؟؟ من که دیگه یواش یواش داره حوصلم سر میره ولی خوب به لطف مادر بنده  انقدر کار خونه هست که .......

ااا گفتم مادر؟؟؟؟؟؟؟؟؟  خوب دیگه روز مادرم هست و الان وقتشه ازش یه تشکر حسابی بکنم  قربون مامان جون خودم بشم روز مبارک عزیز ه دلممممممممممممممممممممممممممم

از قدیم و ایام گفتن جای مادر بهشته واقعا هم بهشته انقدر که زحمت میکشه و کار میکنه

فدای همشووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون

خوب راستش امروز میخواستم اپم در مورد مادر و روز مادر باشه ولی راستش  من تازه دیروز فهمیدم روز مادر امروزه

ولی خوب یه کاراریی میشه کرد نه؟؟؟؟؟؟

اول بریم سراغ نظرات و تشکرا مرسی از دوستان ناز و عزیزم:

اشكان ، تيفوسيهاي قرمز ، مژگان ،ني ني ، فري _64 ، داداش رضا ، جنگجوي بي سپر ، الهه جووووون ( ني ني شلوغه ) ، نانا ، شيدا ، غفار ،عروسك جوون ، ثمين ، ياسمن ، حسين ، آريا ، هومن ، ياسر  

خوب خوب خوب

راستی ما به یه مشکلی تو وبلاگ مواجه هستیم اون هم قالبمونه و به خاطره همون مجبور میشیم نوشته  ها رو با سایز کوچیک تری نمایش بدیم حالا انشا الله تا آخر ماه به کمک یکی از دوستام بتونیم یه قالب جدید برای وبلاگ بزاریم

حال بریم سراغ یه مطلب خیلی باحا که از وبلاگ دوست عزیزم ثمین پیدا کردم ( http://del-e-tanha.blogfa.com/)

روز مادر يعني چي؟!

مادری دارم بهتر از برگ درخت...

روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!

روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو ،دلواپسی!

روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری !

روز مادر یعنی ۹ مرور ماه خاطرات در او زنده بودن وبا او تپیدن

روز مادر يعنی بهانه  بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد

روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود

روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....

 

قشنگ بود نه؟

میگما مادر ها خیلی زحمت میکشن به نظرم سخت ترین شغل تو دنیا ماد بودنه ولی خوب حس قشنگی هم داره

حالا یه داستانی که چند وقت پیش خوندمش از یه روزنامه

                          روز مادر و ابتکار اقای مدیر   

 

حقیقتش تا اون موقع برای مادرم کادو نخریده بودم . راستش اصلا از کادو خریدن و کادو دادن خجالت میکشیدم  فکر میکردم کار دخترانه ای است  و پسر ها نباید کادو بدهند بنابر این روز تولد مادرم و روز مادر وقتی همه کادو میخریدند ومن باید به همه توضیح میدادم این کارها را دوست ندارم به من خیلی سخت میگذشت.

مادرم هم هیچ وقت گلایه نمیکرد و میگفتک((چ کار کند پسرم... او هنوز دانش آموز است چقدر مگر پول توجیبی دارد که آن را هم بدهد کادو لذاب من بخرد!))

 و من مجبور بودم رک و پوست کنده بگم مسئله پولش نیست مسئله این است که بنده از این کارها خوشم نمی آید.

القصه آن روز روز مادر بود و من مثل همیشه غصه ام گرفت!به مدرسه رفتم توی مدرسه مدیرمان کلی از ارزش مادر صحبت کرد و بعد زنگ اخر نفری یک گل سرخ به ماداد که آن را به مادرمان هدیه کنیم!
گیج شده بودم . آخر من از این کارها خوشم نمی آمد و این گل سرخ....گل سرخ در دستم بود و تا خانه به آن نگاه میکردم . در را که باز کردم مادرم را دیدیم که مشغول چیدن میز نهار بود . تا مرا دیدی گل از گلش شکفت به طرفم آمد و گل سرخ را گرفت و گفت :(( پسر عزیزم! چرا زحمت کشیدی...من راضی به زحمت تو نبودم چه گل قشنگی!))

گل را با یک گلدان بلور کوچک گذاشت سر میز نهار ...بعد از من خواهرها و پدرم امدند همه از کار من تعجب کرده بودند آن قدر مادر خوشحال بود که دلم نیامد بگم :((آن گل را من نخریدم ابتکار اقای مدیر بود.....))

 

 

 

جالب بودد؟؟؟؟؟؟؟

 

 

مادر مهربانم روز مبارک

 خوبه الان که روزمادره و همه به مادراشون هدیه میدن و

روزشو تبریک میگن

یادی کنیم از مادرانی که از پیش ما رفتته اند و کودکانشان

آروز دارن این روز را به آنها تبریک گویند

پس

خوب است قدر مادرو پدر خود رابدانیم

و بندایم که همیشه همراه ما هستند

 

 

 

مادر! چه کلمه سهل و ممتنعی. چه کلمه مقدسی و چه مفهوم زیبایی! جالب است که زبانهای مختلف برای مفهوم مادر کلماتی در همین حدود دارند. ماذر - مامان - مام - ام و... برای گفتن آن  لب حالت خاصی می گیرد! اوج احساس و عاطفه! اوج دوستی و محبت.

 

خدای من! مادر، اسطوره ای مقدس است در زندگی انسان. بزرگ و بلند. شاید نیمی از انسانها مادر شوند اما بازهم مادر بودن و مادری کردن مفهومی مقدس است.

از لحاظ جامعه شناسی، مادر نوعی نقش اجتماعی است. نقشی که معلوم نیست اکتسابی است یا ذاتی! فرزند بودن و دختر بودن نوعی نقش اجتماعی است با کارکردها و وظایف اجتماعی خاص خود که ذاتی است و هیچ کس نقشی در آن ندارد. اما شغل هر فرد، نقش اکتسابی اوست. در این میان معلوم نیست مادر بودن نقش ذاتی است یا اکتسابی. شاید اکتسابی بودنش بچربد، اما شرایط اجتماعی و فیزیولوژیکی هر زنی را به مادر بودن و هر مردی را به پدر بودن می کشاند. نمی دانم به هرحال مادر و مادری به نظر من در حیطه تحلیل های جامعه شناختی نمی گنجد. نمی توانیم آن را تنها به عنوان یک فرد با نقشی خاص در نظر بگیریم. مادر و فرزند رابطه ای متقابل و حیاتی دارند که بدون آن قوام جامعه شک برانگیز است! تجربه نیز نشان داده اقداماتی در مسیر کمونیستی کردن جوامع و دور کردن آنان از خانواده و زندگی خانوادگی، و به سر کار بردن مادران تبعات و نتایج غیر قابل باور و نامطلوبی به دنبال دارد. کیبوتص ها در اسرائیل و شوروی و... که در همین راستا آغاز به کار کردند، همگی طعم شکست را چشیدند. لذا ما نیز مانند اکثر فرهنگ های دنیا مادر را می ستاییم و او را پاس می داریم. با اینکه در تمام جهان روز دیگری به این عنوان یعنی روز مادرشناخته میشود و گرامی داشته میشود. اما  ما ایرانیان و شیعیان به احترام مادری بزرگ و مقدس که البته کمتر میشاسیمش و فقط از درد سینه او مطلعیم نه افکار و عقاید و رفتارش! روز ولادت او راگرامی می داریم. روز ولادت دختر نبی اکرم و همسرعلی مرتضی، مادر حسنین و زینب کبرا، حضرت فاطمه زهرا (س) . با این جملات به یاد سخنان دکتر علی شریعتی افتادم که چه زیبا گفته هر چه درباره زهرای مرضیه گفته، آن القاب و شرایط را فاطمه نمی داند و در آخر می گوید: 

 ((فاطمه فاطمه است)).

 

Happy Mother's Day

 

The most beautiful word on the lips of mankind is the word "Mother", and the most beautifull call is the call "My Mother". It is a word full of hope and love, a sweet and kind word coming from the depth of the heart.

زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه "مادر" است. زیباترین خطاب "مادر جان" است. "مادر" واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید.

 

 

 

 

 

مادر
 
گريبان مى دردشب را ظهورت در ديارانم
چمن استاره مى بارد زتو اى جان جانـانم
صدايت نـور مى کـارد به دشت تيره شامم
لبانـت مهـر مى پاشد مـرا باغ و بـهـارانم
حـريـر چـادرت گلپاش ناز هستى ام مادر
نگـاه بـا صفايـت جشن جـاويد چـراغـانم
ملايک ميگشايد چهره هنگاميکه مى خندى
سحرخورشيد موج بوسه مى بارد به دامانم
جلال کبريائى مى درخشد از دو چشمـانت
هزاران بار قربان دوچشمت جان من جانم
هزاران بوســه تقديس اهــداى سراپـايــت
تمام هستى ام بـادا فدايـت دين و ايمـانم

 

 

 

 یه جمله ای رو یکی از دوستام همیشه بهم میگه :

قدر مادر و پدر تو بدون بدون یه موقعی میان کمکت که انتظار کمک رو از هیچ کس نداری

خوب دیگه این هم از مادر و روز مادر این روز به این بزرگی رو به همه دوستان عزیز تبریک میگم

مواظب خودتون باشین

نظر یادتون نره

تعطیلات خوبی داشته باشین

خوش باشی

بابای

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 1:58 بعد از ظهر  توسط  یاسمن   | 

باز ما اومدیم

 

 به نام تک مکانيک قلب هاي تصادفي

سلام بازم منم        درست حدس زدین      همون دیوونه ی روزگار    نه ببخشید دیوونه ی زنجیری

 

مهسا

خوب امروز هم برنامه ها داغ دارم اونقدر که دستاتون نه ببخشید دهنتون

 نه ببخشید چشماتون بسوزه

 

اول میخوام براتون یه چیز خیلی جالب بزارم

شخصيت‌هاي نام‌آوردنیا قبلا چه كاره بودند؟

آيا تاكنون فكر كرده‌ايد شخصيت‌هاي نام‌آور دنيا كه همه آنها را مي‌‌شناسند و اغلب از ثروتمند‌ترين‌هاي جهان هستند كار خود را با چه شغلي آغاز كردند و در ابتدا چه كاره بودند؟ بسياري از آنها شغل‌هايي داشتند كه هيچ ارتباطي با حرفه كنوني‌شان نداشت و بعضي ديگر به كارهايي آنچنان ابتدايي مي‌‌پرداختند كه برخي از ما انسان‌هاي گمنام و معمولي، انجام آن را دون شان خود مي‌‌دانيم.

 (راد استوارت:) خواننده سرشناس انگليسي در هاي‌گيت در شمال لندن به دنيا آمد و پدر و مادرش روزنامه‌فروشي داشتند. راد استوارت مدتي با باشگاه‌هاي (سلتيك) و (برنت فورد) كار مي‌‌كرد بعد (گوركن) شد. در اوايل دهه شصت با (ويز جونز) خواننده فولكور آشنا شد و به موسيقي روي آورد و يك خواننده خياباني شد. او دور اروپا سفر مي‌‌كرد و آواز مي‌‌خواند و پول جمع مي‌‌كرد. جالب است بدانيد كه يك بار به جرم ولگردي از اسپانيا اخراج شد.

(مايكل دل:) موسس و رييس شركت سهامي كامپيوتري DELL در يك رستوران چيني ظرفشور بود و ساعتي 2/5 دلار دستمزد مي‌‌گرفت. او از اين تجربه‌اش به نيكي ياد مي‌‌كند و مي‌‌گويد: (بهترين بخش آن دوران، عقل و منطق صاحب رستوران بود و اگر كمي زودتر به رستوران مي‌‌رفتم مي‌‌توانستم نهايت استفاده را از او بكنم. او به كارش افتخار مي‌‌كرد و به هر كسي كه از در رستورانش وارد مي‌‌شد اهميت مي‌‌داد.

شون (ديدي) كومبز: هنرپيشه و خواننده آمريكايي (روزنامه‌ پخش‌كن) بود. در آن زمان او دوازده سال داشت و شايد هرگز فكر نمي‌‌كرد اين شغل آغازي براي رسيدن به وضعيت كنوني اوست. او از همان ابتدا بلند پرواز بود.

(پول پوت:) كامبوجي قبل از اين‌كه يك خيانت‌كار جنگي معروف و جهاني شود، (سالوت سار) نام داشت. او در جواني در رشته نجاري و مهندسي راديو تحصيل مي‌‌كرد و بالاخره يك (معلم) شد و در يك مدرسه خصوصي در (پنوم پنه) تدريس مي‌‌كرد ولي به خاطر گرايش به كمونيسم اخراج شد. پس از آن او نام خود را به (پول‌پوت) تغيير داد و عضو فدايي حزب كمونيسم كامبوج شد. سال‌ها بعد او فرمانده ارتش (خمر سرخ) بود و در چهار سال حكمراني بيش از يك ميليون كامبوجي را كشت.

(اوپرا وينفري:) مجري سرشناس آمريكايي در (مي‌‌سي‌سي‌پي) به دنيا آمد. پدر و مادرش بيش از حد جوان بودند و به همين خاطر مادربزرگش به او رسيدگي مي‌‌كرد. او از سه سالگي خواندن و نوشتن را به اوپرا آموخت و او را به كليساي محلي فرستاد. او مي‌‌توانست آيات انجيل را به خوبي از حفظ بخواند. در شانزده سالگي يك روز در مسابقه راديويي شركت كرد و برنده يك ساعت مچي شد. وقتي براي گرفتن جايزه خود به ايستگاه راديويي شهر رفت، مطلبي را براي تهيه‌كنندگان خواند و از همان زمان با حقوق صد دلار در هفته به عنوان (خبرنگار) استخدام شد.

(تري هچر:) هنرپيشه هاليوود در پنج سالگي توسط شوهر خاله‌اش مورد آزار قرار گرفت و به همين‌خاطر مبتلا به مشكلات روحي شد. وقتي كمي بزرگ‌تر شد به تحصيل در رشته بازيگري پرداخت ولي اولين شغل هچر در سال 1984 شغلي عجيب بود. او (تشويق‌كننده) تيم راگبي (سان فرانسيسكو )49 بود و به خاطر آن پول مي‌‌گرفت.

(آدولف هيتلر:) در كودكي به مدرسه كليسا مي‌‌رفت و آرزو داشت كشيش بشود ولي در سال 1903 و پس از مرگ پدر از مدرسه بيرون انداخته شد. سپس به رشته هنر پرداخت ولي به دليل بدقول بودن دو بار از آكادمي هنرهاي زيباي وين اخراج شد. آدلف خسته، تنها، جوان و غمگين شب‌ها را در پانسيون مي‌‌گذراند و براي پول درآوردن (نقاشي) مي‌‌كرد و كارت پستال مي‌‌كشيد. اگر جنگ جهاني اول شروع نمي‌‌شد شايد او يك نقاش شكست‌خورده مي‌‌شد.

ولي پس از شروع جنگ هيتلر قلم را كنار گذاشت و اسلحه به دست گرفت و به ارتش آلمان پيوست. او آنقدر از جنگ لذت مي‌‌برد كه چند سال بعد تصميم گرفت يك جنگ ديگر به راه بيندازد.

(سيلوستر استالونه:) هميشه آدم خشني بود. او زماني (جاروكش قفس شيرها) بود. در پانزده سالگي همكلاسي‌هايش مي‌‌گفتند او بيش از همه احتمال دارد كه زندگيش را روي صندلي الكتريكي به پايان برساند. او بعدها با فيلم (راكي) به شهرت جهاني دست يافت.

(دن براون) نويسنده رمان معروف (رمز داوينچي) كه قبل از ساخته شدن، فيلم آن به زبان‌هاي مختلف ترجمه شده بود، در يك دبيرستان به (تدريس) مشغول بود.

(جنيفر لوپز:) مدتها قبل از آن‌كه به خوانندگي روي آورد و تبديل به يك ستاره شود هر روز لباس ساده‌اي بر تن مي‌‌كرد و به دادگستري مي‌‌رفت تا به شغل خود بپردازد چون او يك (مشاور قضايي) بود.

(بنيتو موسوليني:) ديكتاتور فاشيست ايتاليايي براي يك روزنامه كار مي‌‌كرد و داستان دنباله‌دار مي‌‌نوشت. يكي از داستان‌هاي او (معشوقه كاردينال) نام داشت كه داستان اندوهبار يك كاردينال قرن هفدهمي و معشوقه‌اش را بيان مي‌‌كرد.

(فيدل كاسترو:) شايع است كه (فيدل كاسترو) رهبر كوبا (بيسباليست) بود و براي يكي از تيم‌هاي مهم ليگ آمريكا بازي مي‌‌كرد ولي اين گفته اشتباه‌است. حقيقت اين است كه كاسترو فقط در دوران دانشگاه و آن هم در حد معمولي بيسبال كار مي‌‌كرد. او در سال 1946 در مسابقات بيسبال دانشگاه‌هاي حقوق هاوانا مسئول پرتاپ توپ بود و آن كار ساده را هم بد انجام ميداد. نكته اين‌جاست كه به گفته خودش به دانشگاه نرفته بود كه توپ بازي كند بلكه رفته بود تا علم (حقوق) بياموزد.

(بيل گيتس:) در عمارت كنگره واشنگتن (پادو) بود.

(ويليام واتكينز:) رييس فعلي تكنولوژي Seagate در شيفت شب يك بيمارستان رواني كار مي‌‌كرد. كار او اين بود كه مراقب بيماراني كه از كنترل خارج مي‌‌شدند باشد.

(بيل موري:) كمدين آمريكايي بيرون يك بقالي مي‌‌ايستاد و شاه بلوط مي‌‌فروخت. او مدتي نيز پيتزا‌فروشي كرده است.

(راش ليمبو:) مجري معروف راديويي آمريكا كفش واكس مي‌‌زد.

(رابين ويليامز:) هنرپيشه و كمدين معروف و محبوب هاليوود پانتوميم خياباني اجرا مي‌‌كرد.

(تامي هيل فايگو:) از طراحان بنام و معروف لباس كه لباس‌هاي طرح او امروزه بر تن بسياري از اهالي سرشناس هاليوود ديده مي‌‌شود، زماني كه هيچ فروشنده‌اي حاضر نشد شلوارهاي جين طرح او را در مغازه‌اش بگذارد و به فروش برساند در كنار خيابان و پشت يك وانت آنها را مي‌‌فروخت.

(جري سينفلد:) كمدين، هنرپيشه و نويسنده آمريكايي تلفني لامپ مي‌‌فروخت.

(دمي مور:) كه سال‌هاست دوستدارانش براي گرفتن امضا از او هم به او دسترسي ندارند؛ زماني براي يك مغازه ظروف كرايه كار مي‌‌كرد.


(جنيفر انيستون:) پيش‌خدمت رستوران بود.

(براد پيت) شوهر سابق جنيفر انيستون و همسر فعلي آنجلينا جولي يخچال حمل مي‌‌‌كرد.

(گارت بروكس:) چند ماه قبل از اين‌كه ركورد جهاني را در موسيقي بشكند، فروشنده يك مغازه چكمه‌فروشي بود.

(جك نيكلسون:) بازيگر قديمي هاليوود در پستخانه كار مي‌‌كرد.

(استفان كينگ:) نويسنده، در يك مدرسه (سرايدار) بود و وقتي داشت كمدهاي دانش‌آموزان را تميز مي‌‌كرد داستان اولين رمانش به ذهنش خطور كرد.

(هريسون فورد:) نجاري ميكرد و به اين كار خيلي علاقه داشت. او هنوز هم هر وقت فرصتي داشته باشد به چوب و نجاري روي مي‌‌آورد.

 

خوب حالا این قسمت هم با حالا

مجسمه های شنی ای که در دنیا ساخته شده :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خوب دوستان عزیز این هم از اپ امروزمون

من یه مدت میرم سفر ولی بر میگردم زود

توی این مدت یاسی جون هم نیست

ما اومدیم با نظراتتون سورپرایزمون کنینیا

از تمام کسانی که نظر داده بودن ممنونیم( مریم جون - اقا نادر - الهه جوووووون(نی نی شلوغه) - مرجان جون- shahrad- اقا محمد - دختر آبی -  غفار جان )

ممنون از همگی با نظرات خیلی ماهشون

پس تا هفته ی دیگه

دوستتون داریم

خوش باشین

بابای

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 1:40 قبل از ظهر  توسط  یاسمن   | 

 

سلام منم همون متنفر از گذشته و عاشق حالا و دیوونه ی آینده

مهسا

خوبین؟    خوشین؟     با امتحان ها چه میکنین؟        من سر و کله میزنم شما ها رو نمیدونم ولی دیگه چیزی نمونده تا از شرشون خلاص شیم    مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امروز میخوام براتون یه اپ توپ بکنم به دو علت:

۱. تولدمه

۲.خیلی وقته اپ باحال نکردم

موافقین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پس پیش به سوی یه اپ تووووووووووووووووپ

               خاله پيرزن به روايت 2007

 

 

w w w . R o z a n e h o n l i n e . c o m

w w w . R o z a n e h o n l i n e . c o m

 

w w w . R o z a n e h o n l i n e . c o m

 

w w w . R o z a n e h o n l i n e . c o m

 

w w w . R o z a n e h o n l i n e . c o m

 

w w w . R o z
a n e h o n l i n e . c o m

 

w w w . R o z a n e h o n l i n e . c o m

 

w w w . R o z a n e h o n l i n e . c o m

 

w w w . R o z a n e h o n l i n e . c o m

 

w w w . R o z a n e h o n l i n e . c o m

 

w w w . R o z a n e h o n l i n e . c o m

 خوب خوب ادامش واسه دفه بعدی

باحال بود نه؟؟

 

خوب حالا یکم از عکسای مناظر مختلف براتون میزارم خیلی زیباست مربوط به کوير "مرنجاب" و درياچه نمک واقع در 45 کيلومتري شهر زيباي کاشان

 

R o z a n e h O n l i n e . c o m

 

R o z a n e h O n l i n e . c o m

 

R o z a n e h O n l i n e . c o m

 

R o z a n e h O n l i n e . c o m

 

R o z a n e h O n l i n e . c o m

 

این هم از ایران عزیزمون با مناظره فوق العاده زیباش واقعا شاهکاره

 

حالا براتون یه تست روانشناسی میزارم خیلی جالبه البته اگر با دقت بخونین

سوالی که در پایین متن مشاهده میکنید یک تست روانشاسی است . متن را با دقت بخوانید تک تک کلمات در جواب نهایی تاثیر دارند:


يک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردي را مي بيند که قبلا او را نمي شناخت. او با خود انديشيد که اين مرد بسيار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رويايي من است و در همان جا عاشق او مي شود .اما هيچگاه از او تقاضاي شماره نمي کند و ديگر آن مرد را نمي بيند. چند روز بعد او خواهر خود را مي کشد.

به نظر شما انگيزه ي او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟

چند دقيقه با خود فکر کنيد و پاسخ صحيح:

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

و اما پاسخ :

ان زن اميد داشت که در مراسم ختم خواهرش شايد ان مرد را دوباره ببنيد.
اگر توانسته به اين سوال پاسخ صحيح بدهيد احتمالا شما يک بيمار رواني يا
psychopath هستيد.
يکي از بزگترين روانشناسان امريکايي اين تست را بر روي افراد زيادي انجام تا به اين نتيجه برسد که چه کساني پاسخ صحيح مي دهند.
نکته ي جالب اينکه اکثر قاتل هاي سريالي به راحتي و سرعت توانستند جواب صحيح بدهند.
بنابراين اگر پاسخ شما صحيح بود احتمالا شما يکي از قاتل هاي سريالي آينده خواهيد بود! مبارک است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خوب حالا زیاد خودتون رو ناراحت نکنین!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

حالا میریم سراغ یه شعر خیلی زیبا از شاعر مورد علاقم

 

مریم حیدرزاده ی گل

 به نام : زیر درخت آرزو

 

 

می خوام یه قصری بسازم

پنجره هاش ابی باشه

من باشم و تو باشی و

یک شب مهتابی باشه

 

می خوام یه کاری بکنم

شاید بگی دوسم داری

می خوام یه حرفی بزنم

که دیگه تنهام نذاری

 

می خوام برات از آسمون

یاسای خوشبو بچینم

می خوام شبا عکس تو رو

تو خواب گل ها ببینم

 

می خوام که جادوت بکنم

همیشه پیشم بمونی

از تو کتاب زندگیم

یه حرف رنگی بخونی

 

امشب می خوام برای تو

یه فال حافظ بگیرم

اگر که خوب در نیومد

به احترامت بمیرم

 

امشب میخوام تا خود صبح

فقط برات دعا کنم

برای خوشبخت شدنت

خدا خدا خدا کنم

 

امشب میخوام رو  اسمون

عکس چشاتو بکشم

اگر نگاهم نکنی

ناز نگاتو بکــشم

 

می خوام تو رو قسم بدم

به جون هر چی عاشقه

به جون هر چی قلب صاف

رنگ گــــــــــل شقایقه

 

یه وقتی که من نبودم

بی خبر از اینجا نری

بدون یــه خدافظی

پـــر نزنی تنها نری

 

یه موقعی فکر نکنی

دلم برات تنگ نمی شه

فکر  نکنی اگه بـــری

زندگی کمرنگ نمیشه

 

اگه بــــــری شبا چشام

یه لحظـه هم خواب ندارن

آ ســـــــــــــمونای آرزو

یه جرعه مهتاب ندارن

 

راستی دلت میاد بری؟

بدون من بری ســفر؟

بعدش فراموشــم کنی

برات بشم یه رهگذر ؟

 

اصلا بگو که دوست داری

این جور دوست داشته باشم؟

اسم تو رو مثــــل  گــــــــلا

تو گـــــلدونا کــاشته باشم؟

 

حتی اگه دلت نخــواد

اســم تو ،تو قلب منه

چـــهره ی تو یادم می یاد

وقـــتی که بارون می زنه

 

ای کاش مــنم تو آســمون

یـه مـرغ در یـایــی بودم

شاید دوســم داشـتی اگه

آهـــوی صـــــحرایی بودم

 

ای کـاش بدونی چشـاتو

به صـد تا دنیا نمی دم

یه مــوج گــیسوی تو رو

به صــد تا در یــا نمی دم

 

بـه ارزو هـام می رسم

وقتی که تـو پـیشم باشی

اونوقت خوشبخت می شم

مثل فرشته هـا تو نقاشی

 

تا وقتی اینجا بمونی

بارون قشنگ و نم نمه

هوای رفتن که کنی

مرگ گلای مریم 

 

نگام کن و برام بگو

بگو می ری یا می مونی؟

بگو دوسـم داری یا نه ؟

مرگ گــلای شمدونی!

 

نامه داره تموم می شه

مثل تـــموم نامه ها

اما تو مثل آســمون

عاشقی و بی انتها

 

با تمام وجود و از ته قلبم با یک سبد پر از گلای رز و میخک این شعر

رو تقدیم میکنم به کسی که دوسش دارم

 

 

 

 

بچه ها من میخواستم یه نظر سنجی بکنم

میخواستم بدونم شما ها ( گل های باغ  طراوت)

به چه سبکی نوشته علاقه دارین

تاریخی؟

عشقی؟
داستانی؟
هنری؟

 دیگه؟

نمیدونم ولی ازتون خواهش میکنم حتما حتما تو قسمت نظر ها برامون بنویسین تا ما براتو از اون نوع مطالب بزارین

پس منتظرم

 

 

خوب حالا این قسمت مربوط به مرجان جونه دوست عزیزم

 

راستش من چون یه مدت توی اینترنت نبودم یادم نبود که تولد یه فرشته ی ماهیه به نام

 

 

مرجان جون

 

 

تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک    

 

تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک 

 

تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک    

 

تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک    

 

تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک    

 

تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک    

 

 

مرجان جون

 

 

تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک

 

تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک    

 

تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک    

 

تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک    

 

تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک    

 

تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک    

 

 

 

انشا الله هزار سال زندگی کنی ولی 

 سر بلند نشی

 

میدونی چرا؟

اخه میترسم سرت به سقف بخوره!!! 

 

 

 خوب دوستان عزیزم امیدورام از اپم خوشتون اومده باشه

راستی یادم رفت از یاسی جونم واسه اپ خیلی قشنگی که برای تولدم کرده بود تشکر کنم

 

 

یاسی جون

                                           مرســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

  این هم یه مرسی بزرگ

 

خیلی دوستتون دارم

 

نظر یادتون نره

تا بعد

خوش باشی

بابای

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 10:36 قبل از ظهر  توسط  یاسمن   | 

یه تولد دیگه !! مبارکه هورااااااااااااااااااااااااااااااااا

سلام سلام

 

من خیلی خوشحالم چون تولده مهسا جوونمه

 

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

عزیزم تولدت مبارک امیدوارم ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سال زنده باشی

 

من یه آپ کوچولو می کنم چون مهسا جووون خودش یه آپ مفصل

براتون داره من قصدم فقط تبریک بود

 

حالا همه دست میخوام شعر بخونم

 

تولد تولد تولدت مبارک

مبارک مبارک تولدت مبارک 

 

Entry for May 27, 2007

 

من دیگه می رم باز تبریک عزیزم

 

دوست دارم خیلی زیاد

 

با ی بای

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 5:12 بعد از ظهر  توسط  یاسمن   | 

تولد تولد...........................هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

تولد مرجان جوونه

 

سلام به گلهای خوشگل باغ طراوت

امروز که نه فردا تولد یکی از گلهای باغه

گلی که به این باغ عطر و بو و جلوه ی خاصی داده

آره تولد مرجاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان جووووووووووووووووووون

دختر عموی گلمه

اگه اون نبود این باغ هم نبود

مرجان جون تولدت مبارك اميدوارم هميشه سالم و سرحال و پيروز و موفق باشي (منم بيام كيك تولد بخورم )

هوررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررا

حالا بياين كيك بخوريم

 

 

 

 

 

 

اينم كادوي تولد

(بدو بدو بازش كن توش يه عالمه چيزاي خوشگل خوشگله)

 

خوب ديگه حالا

ددددددددددددددددددددددددددستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

هوووووووووووووووووووووووووووراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بووووووووووووووووووووووووووووسسسسسسسسسسسسس

شعر تولد و با هم ميخونيم

تولد تولد تولدت مبارك

مبارك مبارك تولدت مبارك

اميدوارم از اين آپ خوشتون اومده باشه

بازم تولد مرجان جون بهش تبريك ميگم

باي باي

با بهترين آرزوها واسه همتون

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 4:46 بعد از ظهر  توسط  یاسمن   | 

   به به سلام

خوب و خوش بيديد ؟ چه كار وكنيد ؟

منم فكر كنم خوبم !!! بازم دقيق مطمئن نيستم ؟؟؟حالا منو بيخيال از مهسا جوووووووووونم بي خبرم . نميدونم كجاست ؟!!!دلم واسش يه ذره شده . 

اميدوارم همتون هر جا هستيد خوب و خوش سلامت باشيد . راستي تا يادم نرفته بگم كه اهاي خوشگلكم مهسا جووون دفعه ديگه نوبت تو بيدا ! منتظر آپ قشنگتم ...                

                   

 

تا آپ بعد

 

باي باي ......

 

مراقب خودتون باشيد .                 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 1:31 قبل از ظهر  توسط  یاسمن   | 

...................

سلام سلام صدتا سلام

 

حالتون چطوره ؟ خوبيد ؟ خوشيد ؟ سلامتيد ؟ دماغتون چاقه ؟ اوضاع بر وفق مراده ؟

 

من  امروز داشتم نظرات وبلاگ رو كه شما زحمت نوشتنشو كشيده بوديد مي خوندم بعد راستشو بخواين خيلي شرمنده شدم ديدم من حدود 4-3 ماه وبلاگ نويسي رو گذاشتم كنار و تمام زحمات افتاده رو دوش مهسا جوون  به خاطر همين تصميم گرفتم دوباره يه حال و هوايي به اين وبلاگ بدم البته با مهسا جوون گلم اما خوب راستشو بخواين خيلي وقته ازش خبر ندارم  :(   نميدونم كجاست !! الهي هر جا كه هست سالم و شاداب و سرحال و مثه هميشه پر شور و هيجان باشه .

 

راستي دست گل مهسا جوون واسه اون اپ قشنگش درد نكنه عزيزم شرمندم كردي :*

 

 

اي واي يادم رفت سال نو رو تبريك بگم

 

عيييييييييييييييييييييييييييييييد همه مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااارك

 

 

اميدوارم امسال سال خوبي واسه همتون باشه

 

شنيديد كه ميگن سالي كه نكوست از بهارش پيداست

 

اميدوارم اين ضرب المثل خيلي به حقيقت نپيونده چون اگه اينجوري باشه من ......................!!!

 

خوب ديگه  من خيلي مصمم دوباره ميخوام شروع كنم با مهسا جوووووووووووووووونم

 

اميدوارم شما هم ما رو تنها نذاريد و با نظراتتون همراهيمون كنيد

 

 تمام برو بچ باحالي كه به ما سر مي زنند جزو لينك هاي وب قرار مي گيرند منم قول ميدم تا 2 روز اينده حسابي حال و هواي وبلاگو عوض كنم لينك هايي كه عقب افتاده رو جبران كنم به خوشگلايي كه اين يه مدت كوتاهي كردم و نرسيدم كه البته مهسا جون زحمتشو كشيده  بهشون سر زده منم يه سر بزنم

 

باغ طراوت داره  يك ساله ميشه  ميخوايم يه جشن تولد براش بگيريم تا تمام خاطرات تلخ گذشتشو فراموش كنه .

 

 

پس منتظر تولدش باشيد !!!!!!!!!

 

خوب پس تا اپ بعد كه قراره جوري باشه كه مورد پسندتون واقع  بشه و ما بتركونيم  ( كه به همين زودي هست تا چشم به هم بزنيد !!!!)

 

باي باي

 

دوستون داريم موفق باشيد .............

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 3:4 قبل از ظهر  توسط  یاسمن   |